مقایسه قوی ترین بمب افکن اتمی آمریکا و روسیه
به گزارش گروه دانشگاه و فناوری خبرگزاری دانشجو، در گشاگش تهدید های نبرد قرن بیست و یکم، بمبافکنهای سنگین بینقارهای همچنان به عنوان انعطافپذیرترین بخش از سهگانه هستهای یک کشور (شامل موشکهای بالستیک قارهپیمای زمینی و موشکهای بالستیک پرتابشونده از زیردریایی) باقی ماندهاند.
توانایی یک بمبافکن برای بازگشت، نمایش قدرت بدون شلیک، و حمل طیف وسیعی از تسلیحات متعارف و هستهای، آن را به ابزاری بیبدیل در مدیریت بحران و بازدارندگی تبدیل میکند. در این میان، دو هواپیمای B-52H Stratofortress و Tu-160M3 Blackjack، علیرغم ریشههایشان در دوران جنگ سرد، با دریافت بهروزرسانیهای گسترده، همچنان در خط مقدم این دکترین قرار دارند. در ادامه به مقایسه فنی این دو بمب افکن میپردازیم:
۲. فلسفه طراحی و دکترین استراتژیک

تفاوتهای بنیادین میان این دو بمبافکن از دکترین نظامی حاکم بر زمان طراحی آنها نشأت میگیرد.

B-52H، سکوی تسلیحات دورایستا:
B-52 در ابتدا به عنوان یک بمبافکن نفوذی در ارتفاع بالا طراحی شد، اما با پیشرفت چشمگیر شبکههای پدافند هوایی (IADS)، دکترین آن به طور کامل تغییر کرد. B-52 مدرن یک “کامیون بمب” یا به بیان فنیتر، یک سکوی پرتاب تسلیحات دورایستا است. فلسفه بقای آن نه بر پنهانکاری یا سرعت، بلکه بر توانایی حمل تعداد زیادی موشک کروز با قابلیت پرتاب از خارج از محدوده مرگبار پدافند استوار است.
مداومت پروازی بسیار بالا، قابلیت حمل بیش از ۳۱ تن مهمات، و هزینه عملیاتی نسبتاً پایین (در مقایسه با بمبافکنهای دیگر)، آن را به ابزاری ایدهآل برای گشتزنیهای طولانیمدت و ایجاد فشار استراتژیک تبدیل کرده است. در یک سناریوی اتمی، B-52ها موشکهای کروز هستهای دوربرد خود (مانند LRSO) را از فاصله هزاران کیلومتری شلیک کرده و بدون ورود به حریم هوایی متخاصم، به پایگاه بازمیگردند.

Tu-160M3، نفوذگر مافوق صوت:
در مقابل، Tu-160 به عنوان پاسخی به برنامه بمبافکن B-1A آمریکا و با هدف شکستن دیوار دفاعی ناتو طراحی شد. دکترین آن مبتنی بر اصل “سرعت یعنی بقا” است. این هواپیما با استفاده از چهار موتور قدرتمند با پسسوز و بالهای با هندسه متغیر، قادر است با سرعتی بیش از دو برابر سرعت صوت در ارتفاعات بالا پرواز کند. این پروفایل پروازی، زمان واکنش سامانههای پدافندی و جنگندههای رهگیر را به حداقل میرساند.
Tu-160M3 که نسخه تولید جدید و کاملاً دیجیتالی شده این هواپیما است، این فلسفه را با اویونیک مدرن و سیستمهای جنگ الکترونیک پیشرفته ترکیب میکند تا یک ضربه اول سریع و غافلگیرانه را به اهداف استراتژیک و به شدت محافظتشده در عمق خاک دشمن وارد آورد.
۳. تحلیل مشخصات آیرودینامیکی و عملکرد پروازی

ساختار و پیکربندی: B-52 از یک طراحی کلاسیک با بالهای ثابت و زاویه پسگرایی بالا بهره میبرد که برای پرواز پایدار و اقتصادی در سرعتهای فروصوت بالا بهینه شده است. هشت موتور آن به صورت دوتایی در چهار غلاف زیر بالها نصب شدهاند. در مقابل، مشخصه اصلی Tu-160، بالهای با هندسه متغیر آن است. این بالها میتوانند زاویه پسگرایی خود را از ۲۰ درجه (برای برخاست و فرود) تا ۶۵ درجه (برای پرواز مافوق صوت) تغییر دهند. این پیچیدگی مکانیکی، به قیمت افزایش وزن و هزینه تعمیر و نگهداری، عملکرد آیرودینامیکی بهینه را در کل پاکت پروازی تضمین میکند.

سیستم پیشرانه: قلب تپنده این دو هواپیما تفاوت دکترین آنها را آشکار میسازد. B-52H در حال ارتقا به هشت موتور توربوفن مدرن Rolls-Royce F130 است که مصرف سوخت بسیار بهینهای دارند و برد و مداومت پروازی آن را بیش از پیش افزایش میدهند. این موتورها فاقد پسسوز بوده و برای تولید نیروی رانش پایدار در پروازهای طولانی طراحی شدهاند. در سوی دیگر، Tu-160M3 به چهار موتور غولپیکر Kuznetsov NK-32-02 مجهز است.
این موتورها که از قدرتمندترین موتورهای جنگی ساخته شده تاکنون هستند، توربوفنهایی با کنارگذر پایین (Low-Bypass) و پسسوزهای عظیم میباشند که نیروی رانش فوقالعادهای برای رسیدن به سرعتهای مافوق صوت تولید میکنند.
پاکت پروازی: تفاوت عملکردی در اینجا به اوج خود میرسد. حداکثر سرعت B-52 در حدود ۰.۸۶ ماخ (حدود ۱۰۵۰ کیلومتر بر ساعت) محدود شده است، در حالی که Tu-160M3 به راحتی از مرز ۲ ماخ (بیش از ۲۲۰۰ کیلومتر بر ساعت) عبور میکند.
هرچند سقف پرواز هر دو در محدوده ۱۵-۱۶ کیلومتری قرار دارد، Tu-160 میتواند ماموریت نفوذی خود را در ترکیب سرعت و ارتفاع بالا انجام دهد که رهگیری آن را بسیار دشوار میسازد. از نظر برد، B-52 با حدود ۱۴,۲۰۰ کیلومتر برد بدون سوختگیری، برتری جزئی بر برد ۱۲,۳۰۰ کیلومتری Tu-160 (در پروفایل پروازی بهینه) دارد، اما هر دو با قابلیت سوختگیری هوایی، بردی نامحدود و جهانی دارند.
۴. اویونیک، سنسورها و جنگ الکترونیک

بدنههای قدیمی این دو هواپیما، میزبان پیشرفتهترین سیستمهای الکترونیکی هستند.
B-52H (برنامه مدرنیزاسیون رادار - RMP): بزرگترین تحول در B-52، نصب رادار آرایه فازی فعال الکترونیکی (AESA) است. این رادار جهشی کوانتومی در قابلیتهای شناسایی، نقشهبرداری زمینی با وضوح بالا (SAR)، و درگیری با اهداف متعدد ایجاد میکند. همراه با کابین تمام شیشهای، لینکهای ارتباطی ماهوارهای و یک مجموعه جنگ الکترونیک کاملاً دیجیتال، B-52 از یک پلتفرم آنالوگ به یک گره (Node) حیاتی در میدان نبرد شبکهمحور تبدیل شده است.

Tu-160M3 (بلکجک دیجیتال): نسخه M3 یک هواپیمای نوساز با زیرساخت دیجیتال است. این نسخه از سیستم کنترل پرواز با سیم (Fly-by-wire)، کابین تمام شیشهای، سیستمهای ناوبری مبتنی بر GLONASS/INS، و یک مجموعه دفاعی یکپارچه بهره میبرد. تمرکز اصلی در این نسخه بر روی سیستمهای جنگ الکترونیک (EW) برای مقابله با پیشرفتهترین تهدیدات راداری و موشکی است تا بقاپذیری هواپیما را در حین نفوذ تضمین کند.
۵. ظرفیت و انواع تسلیحات اتمی

B-52H: این هواپیما با ظرفیت حمل حدود ۳۱.۵ تن سلاح، یک زرادخانه پرنده است. سلاح استراتژیک اصلی آن، موشک کروز هواپایه جدید با قابلیت حمل کلاهک هستهای LRSO (Long Range Stand Off Weapon) خواهد بود که جایگزین AGM-86B ALCM میشود. یک فروند B-52 میتواند تا ۲۰ فروند از این موشکها را (هم در محفظه داخلی و هم زیر بالها) حمل کند.

Tu-160M3: با ظرفیت حمل اسمی بالاتر (تا ۴۵ تن)، تمام تسلیحات خود را در دو محفظه داخلی بزرگ حمل میکند تا مشخصات آیرودینامیکی و رادارگریزی خود را حفظ کند. سلاح اصلی آن، موشک کروز استراتژیک Kh-102 (نسخه هستهای Kh-101) است که دارای ویژگیهای پنهانکاری و برد بسیار بالاست. هر محفظه میتواند یک پرتابگر چرخان حامل ۶ فروند از این موشکها را در خود جای دهد (مجموعاً ۱۲ موشک).
۶. بقاپذیری و سطح مقطع راداری (RCS)

B-52H: این هواپیما هیچ ادعایی در زمینه پنهانکاری ندارد. سطح مقطع راداری آن بسیار بزرگ است و به راحتی توسط رادارهای مدرن کشف میشود. استراتژی بقای آن کاملاً بر پایه جنگ الکترونیک پیشرفته برای ایجاد اختلال در رادارهای دشمن و مهمتر از آن، پرتاب تسلیحات از فاصلهای امن و خارج از پوشش پدافندی دشمن استوار است.

Tu-160M3: هرچند یک هواپیمای استیلث واقعی مانند B-2 یا B-21 نیست، اما طراحی آن شامل عناصری برای کاهش سطح مقطع راداری است. بدنه یکپارچه ، حمل تمام تسلیحات در داخل، و پوششهای جاذب رادار باعث میشود RCS آن به مراتب کمتر از B-52 باشد. با این حال، مؤلفه اصلی بقای آن، ترکیب سرعت و ارتفاع مافوق صوت با جنگ الکترونیک قدرتمند برای گریختن از تهدیدات است، نه پنهان شدن از آنها.

مقایسه B-52H و Tu-160M3 یک قضاوت ساده درباره “کدام یک بهتر است” را غیرممکن میسازد، زیرا هر یک پاسخ بهینه به یک سؤال استراتژیک متفاوت هستند.
Boeing B-52H Stratofortress نماد پایداری، مقرونبهصرفگی و قدرت آتش عظیم و انعطافپذیر است. این هواپیما یک دارایی استراتژیک قابل اعتماد است که میتواند برای مدت طولانی فشاری مداوم بر دشمن وارد کرده و زرادخانه عظیمی از تسلیحات دورایستا را از فاصلهای امن شلیک کند. نقش آن در بازدارندگی هستهای، به عنوان یک سکوی پرتاب موشک کروز با بقاپذیری بالا (به دلیل فاصله) تعریف میشود.
Tupolev Tu-160M3 Blackjack اوج مهندسی هوافضای مافوق صوت و نماد قدرت ضربتی سریع و قاطع است. این هواپیما یک ابزار گرانقیمت و پیچیده برای نفوذ به محافظتشدهترین فضاها و انهدام اهداف با ارزش بالا است. نقش آن در بازدارندگی هستهای، به عنوان یک ابزار ضربه اول یا تلافیجویانه سریع است که با تکیه بر سرعت مافوق صوت خود، معادلات دفاعی دشمن را بر هم میزند
در نهایت، این دو بمبافکن افسانهای، با وجود تفاوتهایشان، یک واقعیت مشترک را به نمایش میگذارند: تا زمانی که بمبافکنهای پنهانکار نسل جدید (B-21 Raider و PAK DA) به تعداد کافی وارد خدمت شوند، این کهنهسربازان مدرنیزه شده، ستون فقرات قابل مشاهده و قدرتمند بازدارندگی استراتژیک هوابرد آمریکا و روسیه در دهههای آینده باقی خواهند ماند.